زندگی من

یه جایی دیدم نوشته بود همایشی در ترسیم مقام والای مادر اسم همایش هم نوشته بود همایش تکرار بی انتهای اتیسم . 

چقدر این جمله ها غم انگیزه ”مادران فرشته های اتیسم، تکرار بی انتهای اتیسم و …

نمی تونید کمکمون کنید حداقل با این جمله ها عذابمون ندید اتفاقا بچه های ما خاص تر و دوست داشتنی تر از بقیه بچه هان  من ترجیح میدم از این زاویه نگاه کنم. 

تنها نگرانی ما اینه که آموزش و پرورش بچه های مارو تو مدارس عادی ثبت نام نکنه که اونم الان که نگاه میکنم مگه آموزش و پرورش چه گلی به سر بقیه زده . 

من خودم تمام عمر بجای تفریح و شادی درس خوندم الانم یه فوق لیسانس بیکارم. 

ته ته هنر آموزش و پروش اینه که یه بچه ده ساله غمگین بیاره تو تلوزیون نمایش بده پسر ده ساله با کلمات قلمبه سلمبه بگه حمل بر خود ستایی نباشه و … آخرشم بفهمیم ولوو به هیچ پسر ده ساله ای شغل نداده همش دروغ بوده

. یا اینکه دختر بیست ساله ای تربیت میکنه که تو بهترین دانشگاه ایران درس بخونه ولی  چاره ای نداشته باشه جز اینکه به یه مرد متاهل چهل و خورده ای ساله سر شب اس ام اس بده ” دلم برات تنگ شده”.

اینا همه نشونه های عدم تربیت  یعنی آموزش پرورش وظیفه اش را غلط انجام داده هست و به ما یاد نداده چگونه خودمان خوشحال باشیم . 

دخترم درسش تو مدرسه خوبه ولی بهش میگم سعی کن اینقدر خوش باشی که  آخرش مثل اون دخترها نشی. دنبال یه مرد متاهل همسن پدرت نیفتی . بتونی خوشبختی رو درون خودت پیدا کنی.

پسرم هم هر راهی را برای زندگیش انتخاب کنه تا آخر از او حمایت میکنم  . چون به حیوانات علاقه زیادی داره باهاشون حرف میزنه شاید اصلا بخواد زندگیشو صرف حمایت از حیوانات کنه.

نوشته شده در چهارشنبه 20 دی 1396ساعت | 08:00 توسط لیلا | نظرات (0)