زندگی من

امروز رفتم مصاحبه کاری این یکی از دیروزیه خیلی بهتر بود . از نه صبح تا پنج بعد از ظهر . امیدوارم بشه.

اگر تو این شرکت استخدام شدم برای پسرم میتونم سرویس بگیرم ساعت ۱۲ ظهر از مهد برگرده خونه .

مادر و پدر همسرم طبقه بالا ی ما هستن کلاس کار و گفتار درمانیشم که ساعت یک به بعد هست از طبقه پایین منتقل میکنم به طبقه بالا . 

فقط بهشون میگم هر وقت کار داشتن جایی میخواستن برن به من خبر بدن بگم پدر و مادرم بیان خونه ما از بچه ها نگه داری کنند. 

نگران دخترم نیستم اون مثل یه شیر میتونه از پس خودش بربیاد. بعداز ظهرها بعد از مدرسه اش با مامان دوستش میاد خونه . صبحها من اون و دوستش میبرم مدرسه. نگران مشقهاشم نباید باشه اومدم خونه همه رو تصحیح میکنم . 

دخترم عاقله میدونم کم کم به این وضعیت عادت میکنه. حتی میتونه از برادرش هم نگهداری کنه.

طاقت داشته باش 

ﻗﺪﺭﺕ ﺧﺪﺍ،ﺣﺎﻓﻆ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺗﻮﺳﺖ ﺳﺮﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﻭﺣﺪﺕ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺵ

ﺗﺎ ﭘﯿﺮﺍﻣﻮﻧﺖ ﺩﺭ ﺁﺭﺍﻣﺶ وﺻﻠﺢ ﺑﺎﺷﺪ 

ﺯﯾﺮﺍﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺗﻮ ﺗﺎ ﺍﺑﺪ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻭﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺑﺮﮐﺎﺕ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺷﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ

نوشته شده در سه‌شنبه 3 بهمن 1396ساعت | 11:42 توسط لیلا | نظرات (6)